اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

حرف‌ها گاهی از درون به بیرون و گاهی از بیرون به درون منتقل می شود.
«اندَر» و «زِ» هر کدام مصداقی برای این امر اند.

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آخری‌ها

شب دوم

چهارشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۲، ۰۸:۵۱ ب.ظ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ‌ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ (3) وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ (4) اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" احکام: حکم تقلّب در امتحان چیست؟ همه مراجع: تقلب در امتحان جایز نیست. فاضل،‌جامع‏المسائل، ج 1، س 2197 ؛ مکارم، استفتاءات، ج 1، س 1608 ؛ تبریزى، استفتاءات، س 1303؛ سیستانى، Sistani.org، تقلب؛خامنه‏اى، اجوبة‌الاستفتاءات، س 2468 و دفتر: بهجت، صافى، نورى و وحید. تقلب در امتحان‏هایى که براى ورزیدگى و تست دانش‏ آموزان انجام مى‏شود، چه حکمى دارد؟ همه مراجع: تقلّب در این نوع امتحانات هر چند حرام نیست ؛ ولى زیان آن به خود شخص باز مى‏ گردد ؛ مگر آنکه بگوید: خودم نوشتم که از باب دروغ، حرام مى‏ گردد. مکارم، استفتاءات، ج 1، س 1608 و دفتر: همه مراجع. گوهر امیر: چشم زخم حقیقت دارد، استفاده از نیروهای مرموز طبیعت حقیقت دارد، سحر و جادو وجود دارد و فال نیک راست است؛ و رویداد بد را بدشگون دانستن، درست نیست. منبر: اعوذ و بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت مولانا علی بن ابی طالب(ع) واژه طهارت دارای معنای عرفی و به تعبیری ساده است. در نگاه اول این واژه به پاکی اتلاق می شود. اما اگر بخواهیم در باب این مفهوم کمی دقیق شویم، قابلیت مطالعه و بررسی زیادی وجود دارد، اگر به شئون مختلف روح و جسم توجه کنیم، میتوانیم برای این مفهوم هم در همان شان و مرتبه ارزش قائل شویم. اگر در انسان را به عنوان مثال به عنوان یک بخش مستقل و دارای اجزای وابسته تصور کنیم، هر کدام از این اجزا دارای طهارت خاص خود هستند. در این شب‌ها تنها موضوع طهارت در مرتبه جسمانی‌اش را طرح می‌کنیم و به بحث روحانی آن نمی‌پردازیم. در مورد جسم هم اشاره‌وار به چند عضو می‌پردازیم. برای شروع و به عنوان مقدمه در مورد ریشه و سابقه واژه طهارت را عرص می‌کنیم. طهارت دارای یک معنای ظاهری و یک معنای باطنی است. یکی از شئون ظاهری طهارت وضو است.  در روایت داریم الوضو نور، اگر کسی پیش از انکه وضویش باطل شود، وضو بگیر. وضویش می‌شود نور، در روایتی از پیامبر اکرم(ص) داریم که می‌فرمایند، الوضو علی الوضو نور علی نور. با این مقدمه می‌توان گفت که وضو به عنوان اولین پله از پله‌های کسب طهارت، کسب طهارت جسمانی، دارای چه مرتبه والایی است و خود بخوان حدیث مفصل. مقدمه دوم؛ ملاقات تاریکی با روشنایی نشدنی‌ست. این موضوع اثبات لازم ندارد. این موضوع آن قدر بدیهی و واضح است که در مصداق‌های فراوانی قابل رویت است. پس لازم است برای رسیدن به نور شبیه نور بود یا اقلا در ظواهر این اصل را رعایت کرد. نماز به عنوان یکی از پله‌های رسیدن است. رسیدن به هدف و مقصودی که می‌توان گفت انسان برای آن آفریده شده است. ایم پله قطعا دارای اثر گذاری های فراوانی هم هست. در بسیار از زمان‌ها و اعمال این موضوع وجود دارد. این در حالی است که هر روزه 17 رکعت نماز واجب و و حدود 17 رکعت هم نماز مستحبی دارم. ببینید این مقدمه بسیار مهم خودش هم دارای مقدمه‌ای مهم است. از مقدمات واجب برای نماز همین داشتن وصو است که عرص شد خودش مقدمه‌ای برای طهارت است. در باب چگونگی وضو و دلیلی که به این سبک باید وضو گرفت روایت لطیفی وجود دارد که عرص ان خالی از لطف نیست و حسن ختامی برای مجلس امشب است. در روایت آمده وقتی آدم ابوالبشر هبوط کرد، رو به سمت دنیا، همان درخت ممنوعه، کرد. بعد با پا بدان سمت رفت با دست از درخت میوه را چید و بر روی سر گذاشت و تقدیم حوا کرد. از این حیث وقتی قرار است برای نماز اماده شویم، باید برای رسیدن به این مرتبه اولیه و حضور در محضر خداوند متعال مقدمه‌ای را رعایت کنیم و این مقدمه خودش مقدمه‌ای برای رسیدن به رتبه طهارت است. طهارتی اولیه برای رسیدن به این مرتبه را باید داشته باشیم. انشالله در جلسه بعد در باب طهارت موضوع طهارت جسمی را در دو شان مورد بررسی قرار می‌دهیم. اللهم عجل الولیک الفرج وجعلنا من المستشهدین بین یدیه خدایا توفیق طهارت جسمانی را به ما عطا کن. بجای روضه پسرها شبیه پدرها هستند. همیشه همینطور بوده است. روزی پدر از صفین باز می‌گشت و هنگامی که به این زمین رسید. توقف کرد، خاک این سرزمین را به دست گرفت و اسم این سر زمین را پرسید. در روایت امده در چنین روزی ذوالجناح حضرت ارباب ما هم در این سرزمین از حرکت ایستاد و حضرت نامه این سر زمین را پرسیدند. روزی کوفیان برای دادان حکومت نزدیک بود دست و پای فرزندان پدر را بشکنند و روز دیگر همان کوفیان برای ندادن و گرفتن حق حکومت دست و پای فرزندان را زیر اسب‌ها.... روزی پرسیدند مگر پدر نماز هم می‌خواند روزی اهل‌بیت و نوادگان رسول(ص) را از دین خارج شده خواندند. علی لعن‌الله علی القوم الظالمین...  ............. پ.ن۱) روضه مکمل، حجم حدود ۱.۴ مگابایت پ.ن۲) سینه زنی مکمل، حجم حدود ۱.۳ مگابایت پ.ن۳)
۹۲/۰۸/۱۵ موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مجتبی مومنی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی