اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

حرف‌ها گاهی از درون به بیرون و گاهی از بیرون به درون منتقل می شود.
«اندَر» و «زِ» هر کدام مصداقی برای این امر اند.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آخری‌ها

مظلومی برای استفاده ابزاری

دوشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۳، ۰۵:۵۸ ب.ظ

 سال 1393 از طرف مقام معظم رهبری به عنوان سال اقتصاد و فرهنگ با مدیریت جهادی نام گذاری شده است. در این بین توضیحات ایشان در مورد نام گذاری امسال و تاکید بسیار زیادی که روی فرهنگ داشتند و عنوان کردن مطالبی چون اهمیت فرهنگ از اقتصاد بیشتر است یا این که حاضرم جانم را در راه فرهنگ فدا کنم؛ مواردی است که به اهمیت بسیار زیاد این حوزه می افزاید. بدیهی است که انتظار می رود که در این سال فعالیت های فرهنگی و قالب های اثرگذار آن در بین جامعه و مسئولین اثرگذار تر و با رشد فزاینده ای پیش برود. در این بین اتفاق های قابل تشکری هم به وقوع پیوسته که به گسترش فعالیت های این عرصه کمک کند اما چرا اثری از این گونه عملکردها در بین جامعه و لایه های مختلف ظهور و بروز پیدا نمی کند.

ب بسم الله

بدیهی است قبل از هرگونه بحث و صحبت در مورد فرهنگ و فعالیت های فرهنگی لازم است در مورد مفهوم فرهنگ و یا به اصطلاح آن مفهومی از فرهنگ که مد نظر ماست، صحبت کنیم. یکی از مواردی که در مورد فرهنگ و تعریف آن وجود دارد تکثر تعریف و عنوان در مورد فرهنگ است. تنوع تعاریف در مورد فرهنگ تا اندازه ای است که عده ای برای تعریف فرهنگ در ابتدا اقدام به تعریف وابسته ها و پیوسته های آن می کنند و البته همین امر هم باعث دور شدن از اصل موضوع فرهنگ می شود. وابسته هایی مانند جامعه، انسان، تمدن و حتی حکومت و حاکمیت. با این تفاسیر در یک تعریف کلی ساده و برای این که بتوانیم چارچوبی برای فرهنگ بسازیم، می توان گفت که فرهنگ به مجموعه روش های مربوط به ادب، علم و معرفت، اداب، رسوم و هنرها و سنت های مخصوص یک جامعه است. این مجموعه در طول سال های زیاد به صورت یک رفتار با ثبات، دارای قانون برای اجرا و انتقال به نسل های بعد؛ در آمده است.

.......

متن کامل در ادامه مطلب موجود است. 

این مطلب در اینجا منتشر شده است. 


 


فرهنگ بدون پول  

بی شک یکی از الزامات جامعه برای پیشرفت پویایی و تولید پرداخت مالیات توسط مردم و هزینه کردن آن مطابق قوانین برای امور مربوط است. مالیات را می توان یکی از منابع در آمد برای دولت ها دانست. اما در این بین با توجه به اهمیت برخی فعالیت ها در کشور با توجه به سیاست ها و اهداف می توان بخشی از این در آمدها را نادیده گرفت. یکی از این دسته فعالیت ها که شاید دیر بازده ‌ترین، بعضا کم سود ترین و بعضاً شاید از نظر اقتصادی زیان ‌آور نیز باشند، فعالیت‌ های فرهنگی هستند. در قانون معافیت مالیات در موارد متعددی آمده است. مواردی که برای پرداخت نکردن مالیات دارای مجوز قانونی هستند. بدیهی است این قوانین برای رونق فعالیت ها و برنامه هایشان تنظیم و اجرایی شده است. در ادامه به چند بند از آن اشاره می کنیم:

 مادة 139 ـ الف ـ موقوفات‌، نذورات‌، پذیره‌، کمکها و هدایای دریافتی ‌نقدی و غیرنقدی آستان قدس رضوی‌، آستان حضرت عبدالعظیم ‌الحسنی(ع‌)، آستانة حضرت معصومه(س‌)، آستان حضرت‌ احمد ابن موسی(ع‌) ((شاه چراغ‌))، آستان مقدس حضرت امام خمینی‌(ره‌)، مساجد، حسینیه ‌ها، تکایا و سایر بقاع متبرکه از پرداخت ‌مالیات معاف است‌. تشخیص سایر بقاع متبرکه به عهدة سازمان ‌اوقاف و امور خیریه می ‌باشد.

ب ـ کمکها و هدایای دریافتی نقدی و غیر نقدی سازمان هلال ‌احمر جمهوری اسلامی ایران از پرداخت مالیات معاف است‌.

...

ل ـ فعالیت‌ های انتشاراتی و مطبوعاتی‌، فرهنگی و هنری که به ‌موجب مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام می ‌شوند، از پرداخت مالیات معاف است‌.

تبصرة 1 ـ وجوهی که از فعالیت ‌های غیرانتفاعی و به منظور پیشبرد اهداف و وظایف اشخاص موضوع این ماده از راه برگزاری ‌دوره‌ های آموزشی‌، سمینارها، نشر کتاب و نشریه‌ های دوره ‌ای و... در چارچوب اساسنامة آنها تحصیل می ‌شود و سازمان امور مالیاتی‌ کشور بر درآمد و هزینة آنها نظارت می ‌کند، از پرداخت مالیات ‌معاف است‌.

مجلات و نشریات بی فرهنگ

رسانه مکتوب همیشه یکی از اثرگذارترین و پر مخاطب ترین رسانه ها بوده است. در این بین مجلات و هفته نامه ها که گروه بزرگی از این نشریات هستند تاثیر به سزایی در فرهنگ سازی و اثرگذاری داشته اند. در حال حاضر حدود 5800 هفته نامه و مجله در کشور دارای مجوز انتشار هستند. اما با این حال وقتی جلو دکه روزنامه فروشی توقف می کنیم، جدا از نشریاتی که به هر دلیل کسری بودجه و نیروی انسانی و ... منتشر نمی شود؛ در نهایت 30 عنوان مجله وجود دارد که حرفی برای گفتن داشته باشد و توانایی اثرگذاری داشته باشد. تعدادی از نشریات هم به دلایل خواص اثرگذاری ندارد.

م.ث یک واردکننده لوازم خانگی است. او علاوه بر این شغل یک موسسه فرهنگی ثبت شده و 3 نشریه هم دارد. جالب است بدانید او معتقد است با هزینه کردن کم در حوزه فرهنگی می توان بخش زیادی از هزینه های مالیاتی خود را پایین بیاورد. او می گوید من در ماه برای هر نشریه حدود 5 میلیون تومان هزینه می کنم و در این بین مقدار زیادی از مالیات شرکت های وابسته را هم هزینه نمی کنم. جالب است که از این سه نشریه او دو عنوان نشریه جدول و سرگرمی دارد و یک عنوان دیگر موضوعات زرد سینمایی و تئاتری. تحریریه هر سه نشریه تقریبا یک تیم از دانشجویان است. برای تامین کحتوای نشریه جدول از نشریات خارجی یا سایت های اینترنتی خارجی استفاده می شود. با یک حساب سر انگشتی آقای ث می گفت من با این سه نشریه می توانم در هر ماه حدود صد میلیون تومان ذخیره کنم.

تصور کنید اگر ما در حوزه مکتوب چند ده آقای ث داشته باشیم که با چنین نیتی فعالیت فرهنگی و مطبوعاتی داشته باشند، چه اتفاقی برای این حوزه می افتد.

هنر هفتم

عرصه سینما یکی دیگر از فعالیت های فرهنگی و هنری است که می تواند نقش اثرگذاری در سازوکارهای فرهنگی و فرهنگ سازی داشته باشد. عرصه ای که این روزها می توان گفت از هر قشری در آن سرمایه گذاری می کنند و بیشتر به وجه درآمدزایی اش می نگرند تا اینکه بخواهند به تاثیرش بر جامعه نگاه کنند. چندی پیش خبرگزای تابناک در مصاحبه ای که با محمود دینی منتشر کرده بود، از سرمایه گذاری عجیب بابک زنجانی در عرصه سینما خبر داده بود. دینی گفته بود: «سرمایه ‌گذاری ‌های آقای ‌زنجانی در عرصه فرهنگ طی چند سال گذشته بسیار گسترده بود. 25میلیارد در حوزه سخت ‌افزاری سینما سرمایه ‌گذاری شد، به 17 فیلم سینمایی برای ساخت تجهیزات داده شد، سه‌ فیلم توسط او در سینمای ایران سرمایه ‌گذاری شد.»

با این توصیف یک سوال پیش می آید و آن این که با چنین سرمایه گذاری عریض و طویلی بابک زنجانی دنبال فرهنگ سازی انقلابی یا اسلامی برای نظام و مردم جامعه بوده است؟ یا این که این راه راه فراری برای پیش برد اهداف اش بوده یا این که به دلیل علاقه و دغدغه اقدام به چنین سرمایه گذاری کرده است؟

یا...؟

سر بی کلاه

داستان نشر و فروش کتاب در کشور قصه ای غصه دار است. تعداد تیراژ کتاب یکی از نشانه های تعلق مخاطب به کتاب است. شمارگان 700 جلد کتاب در کشور 75 میلیون نفری یکی از این نشانه های تلخ است. دردناک‌ تر آن که قسمت عمده‌ای از همین تعداد کتاب‌ ها انبارهای ناشران خاک می‌ خورند و تعداد معدودی با هزار ترفند و تردستی از فروش امانی و دریافت مبالغ فروش با اسناد طویل مدت و برگزاری نمایشگاه ‌های شهر به شهر و دادن تخفیف فراوان به مشتری گرفته تا مبادله با کتاب ناشر دیگر برای فرصتی تازه پیدا کردن که شاید تعدادی دیگر فروش برود و در نهایتدر کمال تأسف فروش به افرادی که کتاب را خمیر می‌­کنند و با آن جعبه و کارتن می ‌سازند.

عده ای معتقدند همین دلایل باعث شد که مدیران دولتی کشور در سال 1381تصمیم بگیرند بند(ل) ماده 139 قانون مالیات ‌های مستقیم را به تصویب مجلس شورای اسلامی برسانند. (قانونی که در بالای متن آمده است.) اما این در حالی است که در سال 1387 تبصره ای افزوده شد که شوکی عظیم به ناشران وارد کرد. سازمان امور مالیاتی وقت در دستور‌العملی ناشران را از بند (ج) به‌بند (ب) منتقل کرد! و استفاده ناشران از معافیت مالیاتی را منوط به رعایت الزامات خاصی کرد بدین ترتیب ناشران می ‌بایست علاوه بر تحویل اظهار نامه دفتر درآمد و هزینه را نیز تهیه و تکمیل کنند و به سازمان مالیاتی کشور تحویل دهند.

 شاید با ذکر اسامی بعضی از صنوف محترم که در این گروه هستند دلیل بهت زدگی اهالی قلم، کتابخوان و کتابفروش و ناشر را بهتر درک کرد. صنوفی که طبق این دستور‌العمل ناشران به آنها پیوستند از جمله؛ سازندگان اعضای مصنوعی، لابراتورهای دندانسازی، مؤسسات ترمیم و کاشت مو، فروشندگان مصالح ساختمانی، عاملیت توزیع سیمان و مصالح ساختمانی، صاحبان دفاتر جهانگردی، شیرینی فروشان، طلا فروشان و... .

تمامی اینها یک سو، از سوی دیگر اقتصاد نشر فرآورده پیچیده‌ ای است که شاید بتوان در حوصله محدود این بحث قسمتی از آن را نشان داد. مثلاً امکان دارد یک مترجم و یا مؤلف صفحه ‌ای (آ تومان) و مؤلف و مترجمی دیگر صفحه ‌ای (10آ تومان) بگیرد تا کتابی را ترجمه و یا تألیف کند؛ این قاعده در مورد ویراستاران و صفحه آرا ها هم وجود دارد؛ پروسه تولید کتاب طولانی است و این بدنه این قدر فرهیخته است که نمی ‌توان از آن‌ها فاکتور با کد اقتصادی یا کدملی خواست! جالب این‌که تمامی هزینه‌ های نشر کتاب به شکل پیش پرداخت و نقدی و مقدار کمی با اسناد با سررسید زود تسویه می ‌شود. همه این ها با ندیدگرفتن بازه زمانی تائید محتوای کتاب توسط ارشاد است و این که باز فروش کتاب چگونه باشد.

به نظر شما امید داشتن به رشد انتشار کتاب با این وضع چگونه محقق می شود؟

به اسم فرهنگ به کام مدیران گزارشی

با توجه به چند مورد مختصری از ابزارهای فرهنگی و انتقال فرهنگ در بالا به آن ها اشاره شد واقعا چگونه می توان برای ادامه روند فعالیت های فرهنگی امیدوار بود؟

متاسقانه عنوان فرهنگ یکی از عنوان های مظلوم و پرکاربرد است. درصد هزینه هایی که برای این عنوان در سرفصل های دولتی هزینه می شود عدد بسیار نجومی و غیر قابل انکار است. داشتن سرفصل و پیوست فرهنگی برای همه فعالیت ها حتی در برنامه هایی که توسط نیروهای نظامی و انتظامی برگزار می شود، یکی دیگر از اتفاق هایی است که این روزها در حال وقوع است. همه و همه این ها در حالی است که آثاری در این فرآیندها و فعالیت ها در لایه های جامعه دیده نمی شود. هزینه هایی که تنها خروجی آن ها نمودارکتاب و گزارش های پاورپوینت است و ظهور و بروز عملی ندارد. در سالی هم که به تاکید حضرت آقا به این اسم نام گذاری شده بیشتر بنرهایی دیده می شود که با تصویر ایشان و اسم سال در خیابان ها، همایش ها و واتر مارکت شبکه های سیما به چشم می خورد.


۹۳/۰۸/۱۹ موافقین ۱ مخالفین ۰
سید مجتبی مومنی

اندرزنامه

فرهنگ

مظلوم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی