اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

حرف‌ها گاهی از درون به بیرون و گاهی از بیرون به درون منتقل می شود.
«اندَر» و «زِ» هر کدام مصداقی برای این امر اند.

آخری‌ها

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

 سال 1393 از طرف مقام معظم رهبری به عنوان سال اقتصاد و فرهنگ با مدیریت جهادی نام گذاری شده است. در این بین توضیحات ایشان در مورد نام گذاری امسال و تاکید بسیار زیادی که روی فرهنگ داشتند و عنوان کردن مطالبی چون اهمیت فرهنگ از اقتصاد بیشتر است یا این که حاضرم جانم را در راه فرهنگ فدا کنم؛ مواردی است که به اهمیت بسیار زیاد این حوزه می افزاید. بدیهی است که انتظار می رود که در این سال فعالیت های فرهنگی و قالب های اثرگذار آن در بین جامعه و مسئولین اثرگذار تر و با رشد فزاینده ای پیش برود. در این بین اتفاق های قابل تشکری هم به وقوع پیوسته که به گسترش فعالیت های این عرصه کمک کند اما چرا اثری از این گونه عملکردها در بین جامعه و لایه های مختلف ظهور و بروز پیدا نمی کند.

ب بسم الله

بدیهی است قبل از هرگونه بحث و صحبت در مورد فرهنگ و فعالیت های فرهنگی لازم است در مورد مفهوم فرهنگ و یا به اصطلاح آن مفهومی از فرهنگ که مد نظر ماست، صحبت کنیم. یکی از مواردی که در مورد فرهنگ و تعریف آن وجود دارد تکثر تعریف و عنوان در مورد فرهنگ است. تنوع تعاریف در مورد فرهنگ تا اندازه ای است که عده ای برای تعریف فرهنگ در ابتدا اقدام به تعریف وابسته ها و پیوسته های آن می کنند و البته همین امر هم باعث دور شدن از اصل موضوع فرهنگ می شود. وابسته هایی مانند جامعه، انسان، تمدن و حتی حکومت و حاکمیت. با این تفاسیر در یک تعریف کلی ساده و برای این که بتوانیم چارچوبی برای فرهنگ بسازیم، می توان گفت که فرهنگ به مجموعه روش های مربوط به ادب، علم و معرفت، اداب، رسوم و هنرها و سنت های مخصوص یک جامعه است. این مجموعه در طول سال های زیاد به صورت یک رفتار با ثبات، دارای قانون برای اجرا و انتقال به نسل های بعد؛ در آمده است.

.......

متن کامل در ادامه مطلب موجود است. 

این مطلب در اینجا منتشر شده است. 


سید مجتبی مومنی
۱۹ آبان ۹۳ ، ۱۷:۵۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
ما آدم‌ها در تعاملات و در برهه‌های مختلف زندگی دچار مشکلات و سختی‌هایی می‌شویم. ذات‌مان طوری است که می‌خواهیم از سختی‌ها بگریزیم و رها شویم. دوست نداریم به گرفتاری بخوریم دچار سختی شویم و آزار ببینیم. اما اگر در این بین دچار هر مشکل و سختی هم بشویم اولین راه فرار این است که درد و سختی و دلیل را به گردن دیگران بیندازیم.

مثلا بگوییم:

 تقصیر فلانی بود

او این کار را کرد

او باعثش شد

او از من سو استفاده کرد

او مظلوم نمایی کرد

 

ولی اگر با منطق وجدان و منتهای وجود خودمان ببینیم می‌بینیم که یک ام وسط بوده که این کار را کرده است.

این مورد اصلا و ابدا استثنا بردار نیست.

اگر کسی در معادلات اقتصادی شکست بخورد، خودش به خاطر سود یا هر چیز دیگر راه را باز دیده و اقدام کرد و نمی‌تواند تقصیر را گردن موسسه، بانک و شریک بیندازد.

کسی که بواسطه ترحم و دل‌سوزی کاری برای کسی کرده و بعدش لطمه خورده و کباب شده نمی‌تواند بگوید فلانی گولم زد و ترحم مرا بر انگیخت چون یک خودم (ام) وسط بوده است.

با این اوصاف سبب همه سختی‌ها بلایا و گرفتاری‌های زندگی همان ام است.

که گاهی می‌شود: خودم

دلم

احساسم

قلبم

ترحمم

اعتمادم و....

خودمان گاهی خودمان را می‌سوزانیم و بعد طرف مقابل را ملامت می‌کنیم که تو باعث شدی....

نه اصل ماجرا در وجود خودمان است. اگر هم طرف یا جریان مقابل هم مقصر باشد اندازه تقصیرش خیلی کم‌تر است از ام.

توفیق بی‌هیئت ماندن امسال هم یکی از این ام هاست که خدا روزی‌ام نکرد و امیدوارم آثارش زودتر تمام شود.

پ.ن: این ها را نوشتم برای آن هایی که در مورد هیئت مجازی امسال پرسیدند. دعای‌م کنید.  

سید مجتبی مومنی
۰۵ آبان ۹۳ ، ۱۴:۲۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر