اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

حرف‌ها گاهی از درون به بیرون و گاهی از بیرون به درون منتقل می شود.
«اندَر» و «زِ» هر کدام مصداقی برای این امر اند.

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آخری‌ها

۶ مطلب با موضوع «سیاهه» ثبت شده است

 سال 1393 از طرف مقام معظم رهبری به عنوان سال اقتصاد و فرهنگ با مدیریت جهادی نام گذاری شده است. در این بین توضیحات ایشان در مورد نام گذاری امسال و تاکید بسیار زیادی که روی فرهنگ داشتند و عنوان کردن مطالبی چون اهمیت فرهنگ از اقتصاد بیشتر است یا این که حاضرم جانم را در راه فرهنگ فدا کنم؛ مواردی است که به اهمیت بسیار زیاد این حوزه می افزاید. بدیهی است که انتظار می رود که در این سال فعالیت های فرهنگی و قالب های اثرگذار آن در بین جامعه و مسئولین اثرگذار تر و با رشد فزاینده ای پیش برود. در این بین اتفاق های قابل تشکری هم به وقوع پیوسته که به گسترش فعالیت های این عرصه کمک کند اما چرا اثری از این گونه عملکردها در بین جامعه و لایه های مختلف ظهور و بروز پیدا نمی کند.

ب بسم الله

بدیهی است قبل از هرگونه بحث و صحبت در مورد فرهنگ و فعالیت های فرهنگی لازم است در مورد مفهوم فرهنگ و یا به اصطلاح آن مفهومی از فرهنگ که مد نظر ماست، صحبت کنیم. یکی از مواردی که در مورد فرهنگ و تعریف آن وجود دارد تکثر تعریف و عنوان در مورد فرهنگ است. تنوع تعاریف در مورد فرهنگ تا اندازه ای است که عده ای برای تعریف فرهنگ در ابتدا اقدام به تعریف وابسته ها و پیوسته های آن می کنند و البته همین امر هم باعث دور شدن از اصل موضوع فرهنگ می شود. وابسته هایی مانند جامعه، انسان، تمدن و حتی حکومت و حاکمیت. با این تفاسیر در یک تعریف کلی ساده و برای این که بتوانیم چارچوبی برای فرهنگ بسازیم، می توان گفت که فرهنگ به مجموعه روش های مربوط به ادب، علم و معرفت، اداب، رسوم و هنرها و سنت های مخصوص یک جامعه است. این مجموعه در طول سال های زیاد به صورت یک رفتار با ثبات، دارای قانون برای اجرا و انتقال به نسل های بعد؛ در آمده است.

.......

متن کامل در ادامه مطلب موجود است. 

این مطلب در اینجا منتشر شده است. 


سید مجتبی مومنی
۱۹ آبان ۹۳ ، ۱۷:۵۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

فمنیسم عصنری برای تخریب خانواده /زنانی که نمی‌خواهند طبیعی باشند!

ایجاد و گسترش تفکری به نام فمنیسم در میان زنان با بهانه هایی مانند برابری زن و مرد، شرایطی نامناسب را برای دوری زنان از جایگاه واقعی آنان در خانواده و جامعه فراهم کرده است که تنها هدف آن لطمه زدن به بنیادهای خانواده و جوامع است. به گزارش گروه اجتماعی فرهنگ نیوز، فمنیسم و جنبش اصالت به زن یکی از موضوعاتی است که در دهه آخر قرن نوزدهم با بهانه‌هایی مانند استثمار زن و ضایع شدن حق او راه‌اندازی شد. بهانه‌ای برای مساوی بودن و یکسان بودن؛ یکسان بودن و حقوقی که به تعبیری باید به‌طور یکسان بین دو جنس متفاوت با ساختارهای و ویژگی‌های متنوع و بعضاً متضاد تقسیم می‌شد. بهانه‌هایی که می‌توانست این دو جنس را به هم نزدیک و در واقع دور کند.

 

شلیک به نقش‌های زنانه

 فمنیست‌ها به برخی از نقش‌هایی که زنان بر عهده دارند، ایراد وارد می‌کنند. نقش‌هایی که با اصالت زن تطبیق دارد، مثلاً مادری در نگاه فمنیسم از مهم‌ترین مصادیقی است که از آن به عنوان یکی از نقش‌های کلیشه‌ای یاد می‌کنند و آن را نه تنها کمالی برای زن نمی‌دانند، بلکه عامل تحقیر زنان و حربه جامعه مردسالار برای استمرار سلطه خود تلقی می‌کنند. فمنیست‌ها بین «مادر زیست شناختی» و «مادر اجتماعی» تفاوت قائل می‌شوند. به اعتقاد آن‌ها هیچ دلیل ذاتی وجود ندارد که مادر زیست شناختی که عهده‌دار تولد فرزند است، با مادر اجتماعی که عهده‌دار تربیت و پرورش اوست یکی باشد.

...

متن کامل در ادامه مطلب موجود است.

این مطلب در اینجا منتشر شده است. 

سید مجتبی مومنی
۲۹ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۵۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

گدایی گدایی است چه با ابزار هنری چه با مظلوم نمایی هنرمندانه  

تکدی گری فارغ از هر دلیلی که داشته باشد، ریشه های پویایی و فعالیت های کارآمد و صحیح را از بین می برد و همچنین از جامعه صحنه ای سیاه به نمایش می گذارد .به گزارش گروه فرهنگی فرهنگ نیوز، جامعه شناسان و روانشاسان اجتماعی گدایی و تکدی گری را یکی از شغل های کاذب می دانند. اما این شغل کاذب دارای اسیب های اجتماعی و فرهنگی زیادی است. متأسفانه برخی باورهای غلط و ترحم های نابجا به طور فزاینده ای این شغل را افزایش داده و برای آن انواع هم تعریف کرده است.

این انواع شامل مدل ها و ورژن های جدیدی برای آن شده است که تقریبا در همه فضای اجتماع رشد پیدا کرده است، مانند مدل هایی که در وسایل نقلیه عمومی رواج پیدا کرده است. اتوبوس، تاکسی و بدترین اش در مترو. هر کدام از این گروه های متکدی برای کارشان سبک و سیاق خاصی دارند.

یکی از مواردی که این روزها در کوچه و بازار و در حاشیه خیابان ها هم کم وجود ندارد، گدایی کردن به همین شیوه ی مدرن است. جوانی یا جوانانی که با استفاده از ابزارهای هنری به خصوص آلات موسیقی به گدایی کردن می پردازند. در گذشته کوچه گردهایی بودند که با دستگاه آکاردئون در کوچه ها پرسه می زدند و با خواندن برخی قطعات معروف و خاص از هنرشان استفاده می کردند یا برخی با خواندن برخی تصنیف های عاشقانه یا عارفانه در مدح اهل بیت امرار معاش می کردند؛ اما این روزها استفاده کردن از هنر و آلات موسیقی کمی فرق کرده است. مثل اینکه یک نفر با بوم و قلم در برابر یک منظره ایستاده است و سعی در به تصویر کشیدن منظره مقابلش دارد یا یک جوان با ویولن به دیواری تکیه داده و ساز می زند و یا اینکه دو یا سه جوان به همراه چند ابزار موسیقی در گوشه ای نشسته اند و مشغول نواختن اند. همه و همه این ها از مدل های جدید گدایی محسوب می شود.

 وجه مشترک همه این موارد ظاهر هنری و استفاده از وسیله ای برای جمع کردن پول است. این وسیله گاهی کلاه هنرمند است که به صورت وارونه روی زمین قرار گرفته یا این که جعبه یکی از ابزارها, مانند کیف ویولن یا سنتور است. که به صورت نیمه باز در کنار آنها قرار دارد و تعدادی اسکناس چند هزار تومانی در آن است. منظره ای که در ذهن مخاطب احساس ترحم را به جوشش می اندازد.

این مورد که تا چندی پیش در برخی نقاط خاص مانند نزدیک دانشگاه ها و محیط هایی همچون کافی شاپ ها وجود داشته؛ این روزها دیگر محیط خاصی را شامل نمی شود. این گروه ها حالا در حاشیه پیاده روها و در مقابل فروشگاه های مختلف، از لوازم آرایش گرفته تا مانتو فروشی و لوازم التحریر هم می نشینند. حال این سوال پیش می آید که آیا این ها کسانی هستند که به لحاظ مالی دارای مشکل اند و توانایی اداره مالی زندگی شان را ندارند؟ و به جایی رسیده اند که دیگر هیچ کاری از آنها بر نمی آید؟

چندی قبل خبرگزاری ها محتوایی را منتشر کردند مبنی بر این که لباس و بعضا زیور آلات میلیونی مارک‌ دار آویزان به سر و گردن و دستان برخی از این نوازندگان که شاید هنرمند هم باشند؛ نشان می‌دهد؛ این جماعت حتی مثل گداهای نسل قبل هیچ اصراری به مظلوم‌ نمایی و نمایش فلاکت ندارند. آن ها با سر و وضع مرتب و بعضا شیک و به روز مشغول گدایی کردن هستند.

ابزار قیمتی در دست متکدیان هنر

 در ادامه همین موضوع نکته جالب دیگری هم وجود دارد و آن ابزارهای مورد استفاده برای گدایی هنری است. برخی معتقدند تعدادی از ابزار آلات موسیقی این افراد و تجهیزات جانبی آن، چند ده میلیون تومان!! قیمت دارد. علی.ن، دانشجوی موسیقی دانشگاه تهران است. او معتقد است بعضی از آلات موسیقی در دست این افراد دیده تا هفت میلیون تومان هم ارزش دارد. او می گوید اگر این ها گدا هستند و تکدی گری می کنند چطور می توانند چنین ابزارهای با کیفیت و گرانی را تهیه کنند.  

علاوه بر این موارد نکته های دیگری در مورد این ژانر متکدی وجود دارد. این متکدی ها با نشستن در حاشیه پیاده رو ها علاوه بر اینکه زیبایی بصری شهر را برهم می زند به نوعی سیاه نمایی و احساس ناخوشایندی به مخاطبان و در واقع رهگذران القا می کند. احساس نا امیدی و ناخوشایندی برای کسانی که در جامعه زندگی می کنند و با نگاه ترحم آمیز به این جوانان نگاه می کنند از اثرات این اتفاق است.

نکته ی دیگر در همین باره اصالت تکدی گری است. این نوع از گدایی با این که ظاهری متفاوت دارد ولی ماهیت آن در واقع همان گدایی کردن است و همان آسیب های اجتماعی را دارد که گدایی به سبک و سیاق های دیگر در معابر دارد.

بلد نیستند  

محمد رضا . ع؛ در یکی از هنرکده های موسیقی حوالی میدان ونک مشغول به تدریس است. او می گوید: تاکنون تعداد زیادی از این نوازنده ها را دیده است؛ او معتقد است در قالب های هنری خاصی ساز نمی زنند و بعضی های شان حتی قواعد موسیقایی را هم رعایت نمی کنند.

او معتقد است برخی از این افراد صرفا می توانند صدایی از آلت موسیقی شان در بیاورند و نوازندگی شان به خصوص در مورد ویولن اصلا اصولی نیست. او می گوید: من قطعا نمی توانم در مورد همه این افراد نظر قاطع و بدون تغییربدهم. اما در مواردی که دیده ام معتقدم این ها این کاره نیستند. با این توضیحات می توان علت نیازمند بودن به کمک مالی و یا در برخی موارد نیاز به جلب توجه و ترحم را هم از جمله عواملی دانست که این افراد به گدایی هنری روی می آوردند؛ دانست.  

تکدی گری فارغ از هر دلیلی که داشته باشد، ریشه های پویایی و فعالیت های کارآمد و صحیح را از بین می برد و همچنین از جامعه صحنه ای سیاه به نمایش می گذارد که در یک جمله به مخاطب این پیام القا می شود که وضعیت جامعه آنقدر سیاه شده است که دیگر متمولین و شیک پوش ها هم برای امرار معاش راهی جز تکدی گری ندارند. پیامی که فارغ از مشکلات موجود در جامعه با واقعیت ها فاصله ای بسیار دارد. 

این مطلب در اینجا منتشر شده است. 

سید مجتبی مومنی
۲۷ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۵۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

یکی از نرم‌افزار‌های پر طرفدار این روزهای موبایل است. در این نرم‌افزار کاربر تصاویری را گرفته یا در حافظه موبایل خود دارد و با دیگران به اشتراک می‌گذارد. در این نرم‌افزار عده ای شما را دنبال می‌کنند و شما هم عده ای را دنبال می‌کنید. این می‌شود، دنبال کننده و دنبال شونده.

یکی از عواملی که باعث می‌شود کاربران زمان خود را به طور فزاینده در اینستا صرف کنند و از صفحه ای به صفحه  دیگر بروند، لایک بزنند و نظر(کامنت) بگذارند، بیشتر دیده شدن است؛ بیشتر مورد توجه قرار گرفتن است. تجربه می‌گوید که در دنیای مجازی هم مانند دنیای حقیقی برای داشتن ارتباط دو طرفه نیاز به تعامل است؛ تعاملی دو سویه و برای همین است که برای یافتن یک لایک بیشتر زحمت بیشتری می‌کشیم. می‌خواهیم طرفداران و دنبال کننده‌های بیشتری داشته باشیم. عاطفه.س 27 ساله کارمند یک شرکت خصوصی است. او می‌گوید روزهای اول تنها کسانی را که می‌شناختم و آن‌ها مرا می‌شناختند دنبال می‌کردم (همه اشخاص حقیقی و آشنایان دنیای واقعی ام بودند) و برای همین تعداد لایک‌هایم کم بود بعد از مدتی به صفحات دیگران می‌رفتم و برایشان نظر می‌گذاشتم و لایک شان می‌کردم به همین ترتیب تعداد دوستانم بیشتر شد. و الان پست‌هایم در طول یک روز بیشتر از صد لایک می‌خورند. همین عامل حس خوشایندی دارد. این که تصاویرم لایک بخورند حس دیده شدن و مورد توجه بودن است. این که در طول یک روز تعداد زیادی از آدم‌ها تصویر کاربر را تائید کنند و به او توجه کنند.

 

مطلب کامل در ادامه مطلب موجود است.

این مطلب در روزنامه همشهری منتشر و در اینجا بازنشر شد.


سید مجتبی مومنی
۱۹ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۵۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

 بعضی چیزها باورش سخت است، مثل الان که در نیمه شب ولادت حضرت رضا(ع) پشتت به خنکای سنگ دارالهدایه آرام شده و تو نشسته ام در برابر ضریحی که تشنگی عالم را بر طرف می کند،

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل زمانی که اسامی و نتایج قرعه کشی برای عمره، در دانشکده اعلام شد و اسم تو هم در بین اسامی بود،

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل زمانی که به هتل مدینه رسیدید و رئیس کاروان گفت ساعت پنج همه تان غسل کرده در لابی هتل باشید؛ برای اولین زیارت دسته جمعی میرویم مسجد النبی،

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل زمانی که از ورودی صفا و مروه وارد صحن بیت الله شدید و رئیس کاروان تاکید می کند که سرتان را بالا نیاورید، تا جایی که مقابل خانه ای با عظمت می ایستیم و می گویند حالا سر بالا بیاورید و می بینید عظمت خانه ای را که زانوها را شل می کند و تمام هیبت جسم را به سجده می اندازد؛

همه این ها حال و روز این روزهای من و توست. ما که باورمان نمی شود برای چه کاری و به دعای چه کسی روزی مان شده در دارالهدایه بنشینیم و جامعه کبیره بخوانیم. شب ولادت حضرت امام رئوف یکی از آرزوهای هر مسلمان و شیعه ای است که در این صحن و سرا باشد و بتواند زیارت نامه بخوانند و در این هوا نفس بکشند.  

دل شان می خواهد، دل شان را به پنجره فولاد گره بزنند. پنجره ای که دیگر فولادی نیست. پنجره فولادی که نرم شده و کاری ازش بر نمی آید، انقدر دل به اش گره زده اند؛ آن قدر با دل های مختلف گره خورده است که دیگر جنس اش دل شده.  از مجالست با دل هل جنس اش دل شده، تنها ظاهری استوار به خود گرفته که نریزد و نشکند. دل است دیگر.

دل شده است دیگر.

گاهی می لرزد...

گاهی می شکند...

و گاهی ....

دل...

آن چیزی که منطق نمی شناسد و باورهای سخت را می پذیرد.

باورش سخت است ولی تنها دل این باور را می فهمد.

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل الان که در نیمه شب ولادت حضرت رضا(ع) پشتت به خنکای سنگ دارالهدایه آرام شده و تو نشسته ام در برابر ضریحی که تشنگی عالم را بر طرف می کند.

دل دلش می خواهد خودش را در بین حجمه و جمعیت زائران گم کند،

دل دلش می خواهد در طلایی ایوان صحن آزادی غرق شود

دل دلش می خواد از وجودش چیزی نماند که بخواهد با خودش ببرد.

دل دلش می خواهد همه وجودش را بگذارد در طلایی گنبدت...

دل است دیگر مرد باورهای سخت و آرامش های بی کران

...................................................................................

در اینجا منتشر شد.


سید مجتبی مومنی
۱۶ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۰۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

انسان نمی‌تواند تنها باشد و به قولی تنها زندگی کردن برای انسان به نوعی مرگ محسوب می‌شود و داشتن تعامل با دیگران یکی از واجبات برای اوست. این ارتباط در بین افراد مختلف با توجه به روحیات و مدل‌های زندگی متفاوت و متغیر است. داشتن رابطه مجازی در بستر‌های مختلف از جمله اینترنت یکی از این گونه بستر‌های ارتباط است؛ ارتباط مجازی اینترنت در قالب چت روم‌ها شبکه‌های اجتماعی و نرم افزارهای ارتباطی متنی و تصویری در دستگاه‌های قابل حمل. در این بین ارتباط تصویری در سال‌های اخیر رویکرد ارتباطی خوب و جذابی داشته است. نرم‌افزارهای موبایل یا اپلیکیشن‌ها یکی از ابزارهای جدید ارتباط مجازی و اجتماعی هستند که این روزها کمتر کسی را می‌بینیم که از این ابزارها استفاده نکند. در این بین اپلیکیشن اینستاگرام یکی از این نرم افزارها و شبکه‌های اجتماعی موبایلی (همراه) است که کاربران از طریق به اشتراک گذاشتن تصویر به انتقال محتوا و پیام خود می‌پردازند. در این یادداشت به بررسی برخی از موارد مرتبط با دنیای اینستاگرام و اینستاگرام بازها می‌پردازیم.


متن کامل در ادامه مطلب موجود است.

این مطلب در اینجا منتشر شد. 

سید مجتبی مومنی
۱۱ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۰۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر