اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

حرف‌ها گاهی از درون به بیرون و گاهی از بیرون به درون منتقل می شود.
«اندَر» و «زِ» هر کدام مصداقی برای این امر اند.

آخری‌ها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اعتدال» ثبت شده است

دهۀ فجر و برگزاری جشنواره فجر در این دهه باید نوید بخش تولید آثار انقلابی و ارزشی برای نظام باشد. اما این امر فقط روی کاغذ و در سخنرانی های مسئولین وجود دارد. دیروز در یک خبر عجیب و شوک آور بادیگارد، ساختۀ ابراهیم حاتمی کیا از سه دسته بندی نامزدی در بهترین فیلم، بهترین فیلم نامه و بهترین کارگردان حذف شد. این در حالی است که نتایج آرا در سینماهای مردمی تا روز هفتم برگزاری بعد از به ثبات رسیدن در روزهای قبلش چیز دیگری می گوید. مجموع آرا در هفت روز برگزاری جشنواره و اکران مردمی، به ترتیب حروف الفبا پنج فیلم «ابد و یک روز» اولین ساخته سعید روستایی، «اژدها وارد می شود» به کارگردانی مانی حقیقی، «ایستاده در غبار» ساخته محمد حسین مهدویان، «بادیگارد» فیلم ابراهیم حاتمی کیا و «بارکد» ساخته مصطفی کیایی را در فهرست بهترین فیلم های منتخب از نگاه تماشاگران قرار داده است.

حذف فیلم حاتمی کیا در سه بخش تضاد آشکار هیئت داوران و نگاه های مردمی است. این فیلم به اذعان بسیاری از سایر آثار نامزد شده در این بخش ها یک سر و گردن بالاتر است. فیلمنامه قصه گو و جذاب و کارگردانی صحنه های اکشن و هیجان انگیز که به شدت مورد استقبال مردم در سینما ها و البته منتقدین و اهالی رسانه در کاخ جشنواره قرار گرفتند. اما ظاهراً از نگاه داوران متخصص فیلمسازی چندان اهمیتی نداشته و نخواستند که ببینند. اگر چه پیش بینی می شد که ابراهیم حاتمی کیا از آن جهت که به جای تشکرهای متظاهرانه از مدیران سینمایی زبان به گلایه نسبت به رویکرد فرهنگی جشنواره و دولت باز کرده است مورد بی توجهی و بی مهری برگزارکنندگان جشنواره فیلم فجر قرار گیرد. اما واکنش این چنینی کمی دور از انتظار بود. این حذف از طرف سیستم برگزاری جشنواره به وضوح نشان دهنده میزان و آستانه انتقاد پذیری سیستم دولت، به عنوان برگزار کننده اصلی جشنواره است. این واکنش سرهنگی به یک اثر هنری تنها گوشه ای از مصداق های نگاه انتقاد پذیر دولت تدبیر و امید است. انتقاد کننده هایی که در هر دوره لقبی داشتند، این بار بریده می‌شوند. نکته جالب در مورد این موضوع واکنش هایی دیگران است. مثلا مسعود فراستی با توجه به این که یکی از منتقدین به داستان و روایت فیلم در روزهای قبل بوده است و معتقد بود می شد فیلم نامه و روایت داستان بهتر شود بعد از شنیدن خبر حذف شدن بادیگارد از این سه بخش، در برنامه هفت گفت: حق مسلم بادیگارد نامزدی در بخش جایزه بهترین کارگردانی بود، اصلا برایم قابل تصور هم نیست که چنین حقی نادیده گرفته شود. به نظر من به طور واضح حق او را داوری خوردند.

منوچهر محمدی تهیه کننده فیلم «امکان مینا» هم در واکنش به این اقدام، به خبرگزاری فارس، گفته است: دولتمردان آستانه تحمل خود را به اندازه ابراهیم حاتمی‌کیا و انتقاداتش بالا ببرند و نخواهند که او سطح اعتقاداتش را اندازه خواسته آنها پایین بیاورد. «بادیگارد» حاتمی‌کیا جزو آن دسته از آثاری است که می‌توانم برای دیدنش با زن و بچه‌ام به سینما بروم. از طرف دیگر اسامی برخی از نامزد ها در بخش های مختلف گزینه ای را در ذهن پررنگ می کند که ظاهراً سطح رفاقت فیلمسازان با برخی از اعضای هیئت داوران بیش از توان فنی فیلم ها بر روی نامزد ها و جوایز اثر گذار بوده و سرنوشت دریافت کنندگان سیمرغ های امسال جشنواره را رقم زده است.

در پایان یک سوال مهم مطرح می شود اگر قرار باشد در جشنواره ای که با عنوان مقدس فجر انقلاب اسلامی در ایام پیروزی انقلاب اسلامی برگزار می شود، آثار انقلابی با نگاه انقلابی حذف شوند پس در کدام جشنواره ها باید از چنین آثار تقدیر و قدردانی شود و انتظار تولید چنین آثاری در سینمای ایران از دیگران داشت؟ 

این مطلب با تغییر تیتر در اینجا منتشر شده است. 

سید مجتبی مومنی
۲۱ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۴۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

  

ماجرای حمله به سفارت ها در کشور ما تاریخی به وسعت تمام عمر انقلاب اسلامی دارد. سرآغاز این ماجرا حمله به سفارت آمریکا در سال 1359 بود. ماجرایی که به عنوان «انقلاب دوم» از آن یاد می شود. ماجرایی که باعث از هم پاشیدنِ به حق رابطه سیاسی دو دولت جمهوری اسلامی ایران و ایالت متحده آمریکا شد. ماجرایی که در آن برهه از انقلاب یکی از ملزومات درست و بهانه ای مناسب برای این ماجرا بود. اما این ماجرا(تسخیر سفارت خانه ها) از جمله مواردی است که تکرار های دیگر آن بعد از آن سال ها مورد تائید کسی نبوده و نیست.

ماجرای اعدام شیخ نمر در عربستان، به عنوان یکی از روحانیون شیعه کشور عربستان در چند روز گذشته باعث حمله به سفارت کشور عربستان سعودی شد. با این که در ماجرای حمله به سفارت، رد پای حضور طرفداران یک مرجع خاص که مشهور به مرجع انگلیسی است دیده می شود؛ اما نمی توان نقش مردم و برخی جریان های سیاسی را هم در این بین ندیده گرفت. شبی که در کنترل غیرقابل باور نیروهای انتظامی و واکنش دور از انتظار نیروهای امنیتی سفارت عربستان تسخیر و بخش هایی از آن در آتش سوخت.

 

سرعتِ کم

اما غیر از نیروهای امنیتی و دخالت عده‌ای تخریب‌گر که منسوب به مرجع خاصی هستند، چه عوامل دیگری را می توان در این جریان مقصر دانست؟ همراهی مردم و مسئولین نظام و مسئولین دولتی یکی از مواردی است که در کشور ما به عنوان یک نقطۀ مثبت می توان از آن یاد کرد. اما این همراهی تا آن جایی است که مردم احساس نکنند که کم‌کاری و سهل‌انگاری در مسیر اتفاق می افتد. یا این که به هر دلیلی واکنش درست،‌ صریح و به حق در مورد موضوعی داده نمی‌شود. ماجرای اعدام شیخ نمر را می توان یکی از این موارد دانست. وقتی واکنش رئیس‌جمهور کشورمان بیش از یک روز بعد از اتفاق اعدام شیخ نمر اتفاق می افتد، در حالی است که در حادثه‌ای شاید غیرمشابه و برای همدردی با مردم فرانسه در مورد حادثه تروریستی پاریس در اولین زمان بعد از حادثه پیغامی از سوی رئیس جمهور و ابراز هم دردی بود.

 

دو سر سوخت

یکی از طبعات دیگر این اقدام(تسخیر و تخریب سفارت) واکنش های دیگر کشورهای عربی بود که هرکدام از آن ها توانست به اندازه خود در کمرنگ کردن ماجرای اعدام شیخ نمر موثر باشد. کاهش و قطع روابط دیپلماتیک چند کشور عربی و آفریقایی، بعد از اقدام کشور عربستان، در ساعت های اول روزهای بعد از تحصن مخالفان هر کدام مانند یک بمب خبری در فضای رسانه ای توان خود را در جهت کم اهمیت و کم رنگ شدن جریان شیخ نمر به کار گرفت.

برخلاف تصور عوامانه و همیشگی که در مورد کشور عربستان و ادعاهای عقب ماندگی شان و از طرف دیگر چسباندن برچسب هایی مانند جوان و بی تجربه بودن دولتمردان این کشور، به نظر می رسد ابتکار عمل و واکنش های مناسب، عالی و بجای این کشور و دولتمردانش در برابر ماجرایی که برای سفارت هربستان در تهران اتفاق افتاد.

عربستانی که با اقدام اعدام شیخ نمر و تعداد دیگری از شیعیان و حتی نوجوانان سیزده ساله به عنوان متهم اصلی این جریان باید شناخته می شد، با واکنش دیر هنگام دولت و حماقت عده‌ای که به تحریک گروه های خاص به سفارتش در جمهوری اسلای آسیب رساندند. در یک بازی باخته توانست برنده از آب در بیاید و حتی واکنش های منفی را به سمت جمهوری اسلامی ایران گسیل کند.

شاید اگر واکنش‌های دولتمردان به خصوص جناب آقای رئیس جمهور کمی زودتر (از نظر زمانی چیزی مانند واکنش به کشتار مردم در پاریس توسط تروریست‌ها بود) اتفاق می افتاد، واکنش های مردمی شکل و رنگ دیگر داشت. جدا از واکنش دیر هنگام آقای رئیس جمهور محتوای پیام ایشان هم امیدواری چندانی را به مخاطب منتقل نمی کند. پیامی که آقای رئیس جمهور در مورد ماجرای شیخ نمر نوشته بود را به راحتی می توان به دو بخش مساوی(اگر نگوییم سهم سفارت خانه بیشتر از شیخِ شهید بود) تقسیم کرد.

دو بخشی که یک قسمت آن به طور کامل به اتفاق هایی که شب قبل از پیام(فردای روز اعدام شیخ نمر) در شهرهای تهران و مشهد در مورد سفارت و کنسولگری کشور عربستان اتفاق افتاده بود، پرداخت.

به نظر می رسد چنین سهل انگاری هایی باعث واکنش هایی می شود که طبعا ضرر آن بیشتر از نفع آن است و می تواند مانند همین نمونه بازی برده ای را که شاید نظام می توانست از آن بهره برداری های به حق و خوبی داشته باشد را از بین ببرد و به اصطلاح بسوزاند.

 

سید مجتبی مومنی
۱۶ دی ۹۴ ، ۲۰:۰۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر