اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

حرف‌ها گاهی از درون به بیرون و گاهی از بیرون به درون منتقل می شود.
«اندَر» و «زِ» هر کدام مصداقی برای این امر اند.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آخری‌ها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام رضا» ثبت شده است

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل الان که در سالن ترانزیت فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد نشسته ای و به عمر کوتاه سفرت فکر میکنی.

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل دی شب و سحرش که امام ریوف در نزدیکی خودش راهت داده و در اتاقی خلوت رو به حرم در سکوتی محض پای حرفایی بنشینی که گوینده اش اخرش نداند چرا گفته و تو بدانی که او سفیری ست برای گفتن در محضر امام در فاصله چندمتری ضریح شان و شاید شاهد بودنشان، این ینی بیشتر خجالت زده لطف اقا میشوی.

بعضی چیزها باور کردنش سخت اس، مثل دیشب که در نیمه شب ولادت حضرت رضا جسمت به خنکای سنگ دارالهدایه ارام شد و نشستی در برابر ضریحی که تشنگی عالم را بر طرف میکند، 

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل خبر هنگام مغرب، خبری که تو اسم اش را یکی از عیدی های امام ریوف میگذاری، هبه ای که داده بودند و سوزانده بودی اش، بعد از چند سال دوباره بر میگردد.

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل مجاورت چند روزه کنار امام رضا و تنفس در فضایش تا روز میلادش، ان هم زمانی که احساس، خسران بعد از نسیان و عصیان داری.

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل اینکه در اوج درد پشیمانی و پریشانی دست گیرت شوند و تو که تنها خودت میدانی لایق نیستی ولی بدعای اجداد مهربانت، بااز هم لایق میشوی.

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل جلسه ای که قرار بود برای دیدن کسی باشد و شد جلسه توجیهی سفر مشهد و تو به زعم خود اشتباهی ولی در باطن به درستی در آن حاضر بودی.

باور کردن یا نکردن، همه اش به دل است.

 

دل باید دل باشد که بتواند درک کند، اگر دل، دل باشد همه اش را باور می کند، وقتی دل را به غیر بدهی دل دیگر دل نیست. 

........

پ.ن1: کاش بتوانیم حرم خدا را خرج غیر او نکنیم.

پ.ن2:کار که برای بنده شد، اول شیطان حاضر میشود و اخرش حسرت، پریشانی و پشیمانی است.

پ.ن3: یاد چند دوست وبلاگی بودم، در اتاقی رو به ضریح و نزدیک اقا. 

پ.ن4: تبلت یا همزه ندارد، نیم فاصله هم. :)

سید مجتبی مومنی
۱۶ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۴۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

 بعضی چیزها باورش سخت است، مثل الان که در نیمه شب ولادت حضرت رضا(ع) پشتت به خنکای سنگ دارالهدایه آرام شده و تو نشسته ام در برابر ضریحی که تشنگی عالم را بر طرف می کند،

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل زمانی که اسامی و نتایج قرعه کشی برای عمره، در دانشکده اعلام شد و اسم تو هم در بین اسامی بود،

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل زمانی که به هتل مدینه رسیدید و رئیس کاروان گفت ساعت پنج همه تان غسل کرده در لابی هتل باشید؛ برای اولین زیارت دسته جمعی میرویم مسجد النبی،

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل زمانی که از ورودی صفا و مروه وارد صحن بیت الله شدید و رئیس کاروان تاکید می کند که سرتان را بالا نیاورید، تا جایی که مقابل خانه ای با عظمت می ایستیم و می گویند حالا سر بالا بیاورید و می بینید عظمت خانه ای را که زانوها را شل می کند و تمام هیبت جسم را به سجده می اندازد؛

همه این ها حال و روز این روزهای من و توست. ما که باورمان نمی شود برای چه کاری و به دعای چه کسی روزی مان شده در دارالهدایه بنشینیم و جامعه کبیره بخوانیم. شب ولادت حضرت امام رئوف یکی از آرزوهای هر مسلمان و شیعه ای است که در این صحن و سرا باشد و بتواند زیارت نامه بخوانند و در این هوا نفس بکشند.  

دل شان می خواهد، دل شان را به پنجره فولاد گره بزنند. پنجره ای که دیگر فولادی نیست. پنجره فولادی که نرم شده و کاری ازش بر نمی آید، انقدر دل به اش گره زده اند؛ آن قدر با دل های مختلف گره خورده است که دیگر جنس اش دل شده.  از مجالست با دل هل جنس اش دل شده، تنها ظاهری استوار به خود گرفته که نریزد و نشکند. دل است دیگر.

دل شده است دیگر.

گاهی می لرزد...

گاهی می شکند...

و گاهی ....

دل...

آن چیزی که منطق نمی شناسد و باورهای سخت را می پذیرد.

باورش سخت است ولی تنها دل این باور را می فهمد.

بعضی چیزها باورش سخت است، مثل الان که در نیمه شب ولادت حضرت رضا(ع) پشتت به خنکای سنگ دارالهدایه آرام شده و تو نشسته ام در برابر ضریحی که تشنگی عالم را بر طرف می کند.

دل دلش می خواهد خودش را در بین حجمه و جمعیت زائران گم کند،

دل دلش می خواهد در طلایی ایوان صحن آزادی غرق شود

دل دلش می خواد از وجودش چیزی نماند که بخواهد با خودش ببرد.

دل دلش می خواهد همه وجودش را بگذارد در طلایی گنبدت...

دل است دیگر مرد باورهای سخت و آرامش های بی کران

...................................................................................

در اینجا منتشر شد.


سید مجتبی مومنی
۱۶ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۰۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر