اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

اندَر زِنامه

بیرون و درون هر کدام می‌تواند مجرایی برای انتقال باشد.

حرف‌ها گاهی از درون به بیرون و گاهی از بیرون به درون منتقل می شود.
«اندَر» و «زِ» هر کدام مصداقی برای این امر اند.

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آخری‌ها

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اندرزنامه» ثبت شده است


در فرهنگ لغت در مورد واژه فوت چند ترجمه آمده است: 

فوت. [ ف َ ] (ع مص) از دست شدن. (تاج المصادر بیهقی). درگذشتن کار. (منتهی الارب ). گذشتن و از دست رفتن وقت کار. (از اقرب الموارد) 


🗓 اگر بخواهیم بر اساس این ترجمه به موضوع فوت و مرگ نگاه کنیم قضیه کمی فرق می‌کند. این یعنی اگر که فوت شویم در واقع زمان‌مان تمام شده است. اهمیت زمان و مواردی که برای آن صرف می‌کنیم را می‌توانیم بهتر بسنجیم. 


🗓تصور این‌که هر اندازه از وقت و زمانی که برای هر کاری صرف می‌کنیم در واقع جان‌مان را صرف این یا آن کار می کنیم؛ قضیه را کمی جدی‌تر می‌کند. اگر با این مدل به کارهای روزانه هان نگاه کنیم شاید در جان و عمری که برای هر کاری صرف می‌کنیم کمی خسیس‌تر شویم. تصور این‌که جان مان را در چه راهی و برای چه کس یا چه چیزی صرف می‌کنیم؛ ملاحظه‌مان را بیشتر می‌کند. 

حالا باید ببینیم که در طول روز جان‌مان را برای چه کارها یا حتی چه کسانی صرف می‌کنیم. 


🗓گاهی شنیدن صحبت‌های دیگران، گاهی همراهی برای کار یا مسیری و هر کدام از کارهایی که در طول روز انجام می‌دهیم؛ همه این‌ها در واقع جانی است که در مسیر زندگی روزانه از دست می‌دهیم. 

من فکر می‌کنم هر چه قیمت وقت‌مان برای خودمان بیشتر و با ارزش‌تر باشد در اطرافیان و حتی مدل تصمیم‌گیری‌های‌مان در ادامه مسیر زندگی هم تاثیر دارد. 


✅ بیایید تصور کنیم؛ زمانی که برای نماز می‌گذاریم؛ 

زمانی که برای زیارت عاشورا خواندن می‌گذاریم؛ 

زمانی که برای ذکر اهل‌بیت می‌گذاریم....


همه این‌ها و زمان‌هایی که پای تلویزیون و پای حرف‌های بی‌خود یا با خود دیگران می‌گذارانیم 

و...

و...

و...


⬅️فکر می‌کنم حالا با این مدل نگاه بتوانیم برای جانی که در طول روز صرف می‌کنیم، تامل بیشتری کنیم.

سید مجتبی مومنی
۲۴ مهر ۹۶ ، ۱۱:۳۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

آقای هاشمی برای شخص من یکی از موجودات دوست داشتنی مبارز و فداکار در دوره‌های اول نهضت اسلامی و بعدها پیروزی انقلاب مبارک اسلامی است. انسانی که با مال و جان به معنی اتم کلمه در این راه قدم گذاشت و پایش ایستاد. فارغ از سال‌های آخر عمر ایشان که دیگر دوست ندارم برایش پسوند «مبارک» بیاورم چیزی حدود یک دهه- نمی‌توان خدمات ایشان را نادیده گرفت.

اما در این بین باید به یک موضوع مهم توجه کرد و آن هم تغییر ایشان بود. تغییری که باعث شد از آن مواردی که من به آن‌ها ارزش، آرمان و حتی اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌گویم؛ فاصله بگیرد و در جاهایی حتی به مقابله با آن بپردازد. تغییراتی که توانست بعضی از اوقات او را در مقابل «ولی مطلق» قرار دهد. بدیهی است که این تغییرات خود خواسته بوده است؛ «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ».

فارغ از این که ریشۀ این خواست در چه بوده است و شاید آن‌قدر در درونیات ایشان وجود داشته که هر چه بگوییم تفسیر به رای خودمان باشد، نمی‌توان اصالت این خواست را رد کرد. این خواست و تغییرات‌اش آن‌قدر ملموس بود که اگر یک ورق کوتاه در صفحات اینترنتی و شبکه‌ها مجازی بزنید اختلاف نظرات ایشان را در مورد موضوعات زیادی می‌بینیم که از ابتدای دهه چهل و سال‌های مبارزاتی‌اش در نهضت غرورآفرین انقلاب تا سال‌های پایان عمرشان چرخش‌های معناداری کرده است. (مصداق‌های زیادی دارد)

فارغ از داعیه تکمیل نگاه ایشان طی این سال‌ها که نمی‌توان آن را مطرود دانست؛ این جهش نگاه و نظر را می‌توان متناقض از نگاه اولیه‌شان دانست. این تناقض تا جایی مشهود بود که حضرت آقا در پیام تسلیت‌شان به طور مستقیم از آقای هاشمی دوره نهضت به عنوان یار و رفیق یاد می‌کند و در عهد جمهوری اسلامی ایشان را همکارِ نزدیک می‌دانند: «...همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی، و همکار نزدیک سالهای متمادی در عهد جمهوری اسلامی...» و «...او نمونه‌ی کم‌نظیری از نسل اوّل مبارزان ضد ستم‌شاهی و از رنج‌دیدگان این راه پرخطر و پرافتخار بود.»

این‌ها یعنی این که این تغییر محسوس در شخص آقای هاشمی پیش آمد؛ روزی که در خطبه‌های نماز جمعه در دانشگاه تهران از فتنه‌گران حمایت کرد، شاید در انتهای افق تفکرات(یا خیالاتش) هم نمی‌دید که در روز تشیع‌اش دو دستگی باشد از حزب‌الهی‌ها و مردمی که دل‌شان برای هاشمی دوره نهضت و یار امام و رهبری تنگ شده بود و همان‌هایی که همان روز از از او به عنوان ابزاری برای اهداف‌شان استفاده کردند و از «پلۀ هاشمی» استفاده کردند.

تاکید حضرت آقا در نماز امروز: «بگو همه باید بخونن» را می‌توان یکی دیگر از دل‌سوزی‌های برادرانه و دوستانه ایشان در حق آقای هاشمی دانست. بدیهی است تعداد زیادی از کسانی که آن‌جا بودند نه هاشمی دوره نهضت را می‌شناختند و نه علاقه‌ای به هاشمی مبارز و زندانی کشیده دوره انقلاب داشتند. آن‌ها صرفا آقای هاشمی را می‌خواستند که در سال ۸۸ موضع‌گیری‌هایی را در برابر فتنه و جنبش سبزشان داشت. شاید بی‌راه نباشد که آقا خواسته باشند اقلا تعداد نمازگزاران بر پیکر مرحوم نیمی از جمعیت شرکت کننده در مراسم شوند نه عده‌ای قلیل که در زمین ورزش بودند.

 امشب اولین شب حیات دنیای دیگر ایشان است و شاید بتوان گفت که او به تاریخ پیوست. اما اگه به حال روز خودمان نگاه کنیم، همۀ آن‌هایی که مثل من ظاهری ولایی و حامی «ولی مطلق» داریم و حتی به اندازه یک صدم آقای هاشمی برای این نظام و انقلاب هزینه مالی نکرده‌ایم و شکنجه نشده‌ایم؛ او را ملامت می‌کنیم به خاطر این تغییرش حواسمان باشد که ممکن است ما هم روزی تغییر کنیم.

تغییری که می‌تواند ریشه در مال، حُبِّ فرزند و دوستی دنیا و موقعیت باشد. این یعنی این که مانند آقای هاشمی شدن سخت نیست، ممکن است ما هم روزی تغییر کنیم و خدا به سنت الاهی‌اش ما را در مسیر تغییر قرار دهد و ما داعیه‌داران ولی و ولایت از تریبون‌هامان به ستیز برخیزیم.

به نظرم باید از زندگی افرادی مثل آقای هاشمی درس گرفت و به خودمان تاکید کنیم:«من هم می‌توانم اکبر هاشمی رفسنجانی باشم».

سید مجتبی مومنی
۲۱ دی ۹۵ ، ۱۷:۳۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

دهۀ فجر و برگزاری جشنواره فجر در این دهه باید نوید بخش تولید آثار انقلابی و ارزشی برای نظام باشد. اما این امر فقط روی کاغذ و در سخنرانی های مسئولین وجود دارد. دیروز در یک خبر عجیب و شوک آور بادیگارد، ساختۀ ابراهیم حاتمی کیا از سه دسته بندی نامزدی در بهترین فیلم، بهترین فیلم نامه و بهترین کارگردان حذف شد. این در حالی است که نتایج آرا در سینماهای مردمی تا روز هفتم برگزاری بعد از به ثبات رسیدن در روزهای قبلش چیز دیگری می گوید. مجموع آرا در هفت روز برگزاری جشنواره و اکران مردمی، به ترتیب حروف الفبا پنج فیلم «ابد و یک روز» اولین ساخته سعید روستایی، «اژدها وارد می شود» به کارگردانی مانی حقیقی، «ایستاده در غبار» ساخته محمد حسین مهدویان، «بادیگارد» فیلم ابراهیم حاتمی کیا و «بارکد» ساخته مصطفی کیایی را در فهرست بهترین فیلم های منتخب از نگاه تماشاگران قرار داده است.

حذف فیلم حاتمی کیا در سه بخش تضاد آشکار هیئت داوران و نگاه های مردمی است. این فیلم به اذعان بسیاری از سایر آثار نامزد شده در این بخش ها یک سر و گردن بالاتر است. فیلمنامه قصه گو و جذاب و کارگردانی صحنه های اکشن و هیجان انگیز که به شدت مورد استقبال مردم در سینما ها و البته منتقدین و اهالی رسانه در کاخ جشنواره قرار گرفتند. اما ظاهراً از نگاه داوران متخصص فیلمسازی چندان اهمیتی نداشته و نخواستند که ببینند. اگر چه پیش بینی می شد که ابراهیم حاتمی کیا از آن جهت که به جای تشکرهای متظاهرانه از مدیران سینمایی زبان به گلایه نسبت به رویکرد فرهنگی جشنواره و دولت باز کرده است مورد بی توجهی و بی مهری برگزارکنندگان جشنواره فیلم فجر قرار گیرد. اما واکنش این چنینی کمی دور از انتظار بود. این حذف از طرف سیستم برگزاری جشنواره به وضوح نشان دهنده میزان و آستانه انتقاد پذیری سیستم دولت، به عنوان برگزار کننده اصلی جشنواره است. این واکنش سرهنگی به یک اثر هنری تنها گوشه ای از مصداق های نگاه انتقاد پذیر دولت تدبیر و امید است. انتقاد کننده هایی که در هر دوره لقبی داشتند، این بار بریده می‌شوند. نکته جالب در مورد این موضوع واکنش هایی دیگران است. مثلا مسعود فراستی با توجه به این که یکی از منتقدین به داستان و روایت فیلم در روزهای قبل بوده است و معتقد بود می شد فیلم نامه و روایت داستان بهتر شود بعد از شنیدن خبر حذف شدن بادیگارد از این سه بخش، در برنامه هفت گفت: حق مسلم بادیگارد نامزدی در بخش جایزه بهترین کارگردانی بود، اصلا برایم قابل تصور هم نیست که چنین حقی نادیده گرفته شود. به نظر من به طور واضح حق او را داوری خوردند.

منوچهر محمدی تهیه کننده فیلم «امکان مینا» هم در واکنش به این اقدام، به خبرگزاری فارس، گفته است: دولتمردان آستانه تحمل خود را به اندازه ابراهیم حاتمی‌کیا و انتقاداتش بالا ببرند و نخواهند که او سطح اعتقاداتش را اندازه خواسته آنها پایین بیاورد. «بادیگارد» حاتمی‌کیا جزو آن دسته از آثاری است که می‌توانم برای دیدنش با زن و بچه‌ام به سینما بروم. از طرف دیگر اسامی برخی از نامزد ها در بخش های مختلف گزینه ای را در ذهن پررنگ می کند که ظاهراً سطح رفاقت فیلمسازان با برخی از اعضای هیئت داوران بیش از توان فنی فیلم ها بر روی نامزد ها و جوایز اثر گذار بوده و سرنوشت دریافت کنندگان سیمرغ های امسال جشنواره را رقم زده است.

در پایان یک سوال مهم مطرح می شود اگر قرار باشد در جشنواره ای که با عنوان مقدس فجر انقلاب اسلامی در ایام پیروزی انقلاب اسلامی برگزار می شود، آثار انقلابی با نگاه انقلابی حذف شوند پس در کدام جشنواره ها باید از چنین آثار تقدیر و قدردانی شود و انتظار تولید چنین آثاری در سینمای ایران از دیگران داشت؟ 

این مطلب با تغییر تیتر در اینجا منتشر شده است. 

سید مجتبی مومنی
۲۱ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۴۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

 

فیلم ابراهیم حاتمی کیا در حالی در جشنواره فیلم فجر اکران شد که از مدت های قبل رسانه ها و بعضا عوامل فیلم در مورد آن اظهار نظر کرده بودند. وجه اشتراک همه صحبت ها و نظرها تفاوت این اثر در فرم و ساختارش بود. در این بین عده ای هم به وجوه اشتراک محتوایی آن با فیلم آژانس اشاره کرده بودند. با این که موضوع این مطلب به فیلم و بررسی چگونگی ساخت و محتوای آن به طورخاص ارتباط ندارد، اما به نظر می رسد گفتن کلیاتی از فیلم خالی از لطف نباشد. خلاصه داستان در مورد ماجرایی یکی از فرماندهان حفاظت از شخصیت های سیاسی نظام است که به دلایلی ترجیح می دهد دیگر محافظ شخصیت های سیاسی نباشد و به همین دلیل به بخش حفاظت از شخصیت های علمی منتقل می شود و محافظ یکی از متخصصین در سازمان انرژی اتمی می شود.

فارغ از بازی های بسیار خوب بازیگران این فیلم، از پرویز پرستویی و مریلا زارعی گرفته تا بابک حمیدیان و کارگردانی استادانه حاتمی کیا؛ این فیلم دارای نکات قابل تاملی است. نکاتی که نمی توان آن را نادیده گرفت. مکالمات(دیالوگ) شخصیت های فیلم به گونه‌ای است که نمی‌توان به راحتی از آن گذشت. مکالمه‌هایی که همه‌اش از دغدغه و آرمان های کارگردان است که می‌خواهد با مخاطبش از آن‌ها حرف بزند.  حاتمی کیا در این فیلم به نرمی و با آرامش نکته هایش را می گوید، حرف هایی که از انقلابی بودن و دغدغه هایش نشات می گیرد. حرف هایی که یک نسل اولی انقلاب و پایدار به آرمان‌هایش می‌گوید. انتقادی که به وضعیت اجتماعی و نگاه به جوانان دارد؛ از فضایی که در بین مدارس و جوان ها حاکم شده و کم توجهی ای که به این نسل می شود. حاتمی کیا با نشان دادن پارکی در نزدیکی مدرسه دخترانه و توزیع آزادانه مواد مخدر در بین دانش آموزان و اعتراض نکردن مردم به این روند و نگاه مسئولانه بازیگر اول فیلم با عصبانیت به این موضوع می پردازد.

استفاده از حیدر خیبری و حیدر موتوری و قیاس این دو را می توان یکی دیگر از مواردی دانست که دغدغۀ یک رزمندۀ انقلابی است. آن هایی که دوره جنگ را درک کرده اند، می دانند که بعد از جنگ چه اتفاق هایی برای رزمندگان پیش آمده است. چند دستگی بعد از جنگ، چند دستگی هایی که شاید آن قدر فاصله ایجاد کرده بود که حتی عده ای از این دوستان دیروز دشمنان امروز شدند و... چند دستگی که باعث شد تا رزمنده ها و نسل جنگ نتوانند آن چیزی را که باید به نسل های بعد انتقال دهند.

کارگردان از سیاست بازی و بازی های سیاسی هم می گوید از سیاست مدارانی که طی این سی و اندی سال بعد از پیروز انقلاب اسلامی تولید شده اند و در مقابل در ازای هر چند میلیون تنها چند دانشمند هسته ای وجود دارد. کارگردان در بخش هایی از فیلم محکم و با اقتدار و منتقدانه بر سیاست زدگی بخش های دولتی نظام می کوبد. این بخش از فیلم را دیگر نمی توان صرفا دغدغه انقلابی دانست. این بخش دغدغه ای است که خیلی از اقشار مردمی دارند و انتقادی همه گیر است.

به نظر نگارنده، حرف های انقلابی کارگردان در این اثر آنقدر زیاد است که می توان آنها را در قالب چند یادداشت شفاهی از دغدغه های نویسنده تدوین کرد. با اینکه این فیلم پر متن و پر دیالوگ نیست، اما توانسته به خوبی محتوایش را منتقل کند.

با اوصافی که از این فیلم نوشته شد، یکی از موارد تامل برانگیز در مورد فیلم استقبال مردمی از آن است. با این تعاریف به نظر می رسد که استقبال های مردمی نباید از این فیلم جدی باشد اما، واکنش ها به این فیلم چیز دیگری بود. استقبال مردمی از این فیلم در سینماهای محل اکران و حتی حاضرین در کاخ جشنواره فیلم فجر(برج میلاد) بسیار دیدنی بود، طوری که ساعت ها برای دیدن فیلم صف انتظار تشکیل شده بود. با این که عده ای از منتقدین معتقدند که اسم حاتمی کیا و بعضا بازی های جذاب بازیگران این فیلم تاثیر زیادی در دیده شدن این اثر دارد، اما نمی توان موضوع این فیلم را از عوامل توجه مخاطب به این اثر ندانست.

 

سید مجتبی مومنی
۱۹ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۱۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

 سال 1393 از طرف مقام معظم رهبری به عنوان سال اقتصاد و فرهنگ با مدیریت جهادی نام گذاری شده است. در این بین توضیحات ایشان در مورد نام گذاری امسال و تاکید بسیار زیادی که روی فرهنگ داشتند و عنوان کردن مطالبی چون اهمیت فرهنگ از اقتصاد بیشتر است یا این که حاضرم جانم را در راه فرهنگ فدا کنم؛ مواردی است که به اهمیت بسیار زیاد این حوزه می افزاید. بدیهی است که انتظار می رود که در این سال فعالیت های فرهنگی و قالب های اثرگذار آن در بین جامعه و مسئولین اثرگذار تر و با رشد فزاینده ای پیش برود. در این بین اتفاق های قابل تشکری هم به وقوع پیوسته که به گسترش فعالیت های این عرصه کمک کند اما چرا اثری از این گونه عملکردها در بین جامعه و لایه های مختلف ظهور و بروز پیدا نمی کند.

ب بسم الله

بدیهی است قبل از هرگونه بحث و صحبت در مورد فرهنگ و فعالیت های فرهنگی لازم است در مورد مفهوم فرهنگ و یا به اصطلاح آن مفهومی از فرهنگ که مد نظر ماست، صحبت کنیم. یکی از مواردی که در مورد فرهنگ و تعریف آن وجود دارد تکثر تعریف و عنوان در مورد فرهنگ است. تنوع تعاریف در مورد فرهنگ تا اندازه ای است که عده ای برای تعریف فرهنگ در ابتدا اقدام به تعریف وابسته ها و پیوسته های آن می کنند و البته همین امر هم باعث دور شدن از اصل موضوع فرهنگ می شود. وابسته هایی مانند جامعه، انسان، تمدن و حتی حکومت و حاکمیت. با این تفاسیر در یک تعریف کلی ساده و برای این که بتوانیم چارچوبی برای فرهنگ بسازیم، می توان گفت که فرهنگ به مجموعه روش های مربوط به ادب، علم و معرفت، اداب، رسوم و هنرها و سنت های مخصوص یک جامعه است. این مجموعه در طول سال های زیاد به صورت یک رفتار با ثبات، دارای قانون برای اجرا و انتقال به نسل های بعد؛ در آمده است.

.......

متن کامل در ادامه مطلب موجود است. 

این مطلب در اینجا منتشر شده است. 


سید مجتبی مومنی
۱۹ آبان ۹۳ ، ۱۷:۵۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

گدایی گدایی است چه با ابزار هنری چه با مظلوم نمایی هنرمندانه  

تکدی گری فارغ از هر دلیلی که داشته باشد، ریشه های پویایی و فعالیت های کارآمد و صحیح را از بین می برد و همچنین از جامعه صحنه ای سیاه به نمایش می گذارد .به گزارش گروه فرهنگی فرهنگ نیوز، جامعه شناسان و روانشاسان اجتماعی گدایی و تکدی گری را یکی از شغل های کاذب می دانند. اما این شغل کاذب دارای اسیب های اجتماعی و فرهنگی زیادی است. متأسفانه برخی باورهای غلط و ترحم های نابجا به طور فزاینده ای این شغل را افزایش داده و برای آن انواع هم تعریف کرده است.

این انواع شامل مدل ها و ورژن های جدیدی برای آن شده است که تقریبا در همه فضای اجتماع رشد پیدا کرده است، مانند مدل هایی که در وسایل نقلیه عمومی رواج پیدا کرده است. اتوبوس، تاکسی و بدترین اش در مترو. هر کدام از این گروه های متکدی برای کارشان سبک و سیاق خاصی دارند.

یکی از مواردی که این روزها در کوچه و بازار و در حاشیه خیابان ها هم کم وجود ندارد، گدایی کردن به همین شیوه ی مدرن است. جوانی یا جوانانی که با استفاده از ابزارهای هنری به خصوص آلات موسیقی به گدایی کردن می پردازند. در گذشته کوچه گردهایی بودند که با دستگاه آکاردئون در کوچه ها پرسه می زدند و با خواندن برخی قطعات معروف و خاص از هنرشان استفاده می کردند یا برخی با خواندن برخی تصنیف های عاشقانه یا عارفانه در مدح اهل بیت امرار معاش می کردند؛ اما این روزها استفاده کردن از هنر و آلات موسیقی کمی فرق کرده است. مثل اینکه یک نفر با بوم و قلم در برابر یک منظره ایستاده است و سعی در به تصویر کشیدن منظره مقابلش دارد یا یک جوان با ویولن به دیواری تکیه داده و ساز می زند و یا اینکه دو یا سه جوان به همراه چند ابزار موسیقی در گوشه ای نشسته اند و مشغول نواختن اند. همه و همه این ها از مدل های جدید گدایی محسوب می شود.

 وجه مشترک همه این موارد ظاهر هنری و استفاده از وسیله ای برای جمع کردن پول است. این وسیله گاهی کلاه هنرمند است که به صورت وارونه روی زمین قرار گرفته یا این که جعبه یکی از ابزارها, مانند کیف ویولن یا سنتور است. که به صورت نیمه باز در کنار آنها قرار دارد و تعدادی اسکناس چند هزار تومانی در آن است. منظره ای که در ذهن مخاطب احساس ترحم را به جوشش می اندازد.

این مورد که تا چندی پیش در برخی نقاط خاص مانند نزدیک دانشگاه ها و محیط هایی همچون کافی شاپ ها وجود داشته؛ این روزها دیگر محیط خاصی را شامل نمی شود. این گروه ها حالا در حاشیه پیاده روها و در مقابل فروشگاه های مختلف، از لوازم آرایش گرفته تا مانتو فروشی و لوازم التحریر هم می نشینند. حال این سوال پیش می آید که آیا این ها کسانی هستند که به لحاظ مالی دارای مشکل اند و توانایی اداره مالی زندگی شان را ندارند؟ و به جایی رسیده اند که دیگر هیچ کاری از آنها بر نمی آید؟

چندی قبل خبرگزاری ها محتوایی را منتشر کردند مبنی بر این که لباس و بعضا زیور آلات میلیونی مارک‌ دار آویزان به سر و گردن و دستان برخی از این نوازندگان که شاید هنرمند هم باشند؛ نشان می‌دهد؛ این جماعت حتی مثل گداهای نسل قبل هیچ اصراری به مظلوم‌ نمایی و نمایش فلاکت ندارند. آن ها با سر و وضع مرتب و بعضا شیک و به روز مشغول گدایی کردن هستند.

ابزار قیمتی در دست متکدیان هنر

 در ادامه همین موضوع نکته جالب دیگری هم وجود دارد و آن ابزارهای مورد استفاده برای گدایی هنری است. برخی معتقدند تعدادی از ابزار آلات موسیقی این افراد و تجهیزات جانبی آن، چند ده میلیون تومان!! قیمت دارد. علی.ن، دانشجوی موسیقی دانشگاه تهران است. او معتقد است بعضی از آلات موسیقی در دست این افراد دیده تا هفت میلیون تومان هم ارزش دارد. او می گوید اگر این ها گدا هستند و تکدی گری می کنند چطور می توانند چنین ابزارهای با کیفیت و گرانی را تهیه کنند.  

علاوه بر این موارد نکته های دیگری در مورد این ژانر متکدی وجود دارد. این متکدی ها با نشستن در حاشیه پیاده رو ها علاوه بر اینکه زیبایی بصری شهر را برهم می زند به نوعی سیاه نمایی و احساس ناخوشایندی به مخاطبان و در واقع رهگذران القا می کند. احساس نا امیدی و ناخوشایندی برای کسانی که در جامعه زندگی می کنند و با نگاه ترحم آمیز به این جوانان نگاه می کنند از اثرات این اتفاق است.

نکته ی دیگر در همین باره اصالت تکدی گری است. این نوع از گدایی با این که ظاهری متفاوت دارد ولی ماهیت آن در واقع همان گدایی کردن است و همان آسیب های اجتماعی را دارد که گدایی به سبک و سیاق های دیگر در معابر دارد.

بلد نیستند  

محمد رضا . ع؛ در یکی از هنرکده های موسیقی حوالی میدان ونک مشغول به تدریس است. او می گوید: تاکنون تعداد زیادی از این نوازنده ها را دیده است؛ او معتقد است در قالب های هنری خاصی ساز نمی زنند و بعضی های شان حتی قواعد موسیقایی را هم رعایت نمی کنند.

او معتقد است برخی از این افراد صرفا می توانند صدایی از آلت موسیقی شان در بیاورند و نوازندگی شان به خصوص در مورد ویولن اصلا اصولی نیست. او می گوید: من قطعا نمی توانم در مورد همه این افراد نظر قاطع و بدون تغییربدهم. اما در مواردی که دیده ام معتقدم این ها این کاره نیستند. با این توضیحات می توان علت نیازمند بودن به کمک مالی و یا در برخی موارد نیاز به جلب توجه و ترحم را هم از جمله عواملی دانست که این افراد به گدایی هنری روی می آوردند؛ دانست.  

تکدی گری فارغ از هر دلیلی که داشته باشد، ریشه های پویایی و فعالیت های کارآمد و صحیح را از بین می برد و همچنین از جامعه صحنه ای سیاه به نمایش می گذارد که در یک جمله به مخاطب این پیام القا می شود که وضعیت جامعه آنقدر سیاه شده است که دیگر متمولین و شیک پوش ها هم برای امرار معاش راهی جز تکدی گری ندارند. پیامی که فارغ از مشکلات موجود در جامعه با واقعیت ها فاصله ای بسیار دارد. 

این مطلب در اینجا منتشر شده است. 

سید مجتبی مومنی
۲۷ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۵۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

یکی از نرم‌افزار‌های پر طرفدار این روزهای موبایل است. در این نرم‌افزار کاربر تصاویری را گرفته یا در حافظه موبایل خود دارد و با دیگران به اشتراک می‌گذارد. در این نرم‌افزار عده ای شما را دنبال می‌کنند و شما هم عده ای را دنبال می‌کنید. این می‌شود، دنبال کننده و دنبال شونده.

یکی از عواملی که باعث می‌شود کاربران زمان خود را به طور فزاینده در اینستا صرف کنند و از صفحه ای به صفحه  دیگر بروند، لایک بزنند و نظر(کامنت) بگذارند، بیشتر دیده شدن است؛ بیشتر مورد توجه قرار گرفتن است. تجربه می‌گوید که در دنیای مجازی هم مانند دنیای حقیقی برای داشتن ارتباط دو طرفه نیاز به تعامل است؛ تعاملی دو سویه و برای همین است که برای یافتن یک لایک بیشتر زحمت بیشتری می‌کشیم. می‌خواهیم طرفداران و دنبال کننده‌های بیشتری داشته باشیم. عاطفه.س 27 ساله کارمند یک شرکت خصوصی است. او می‌گوید روزهای اول تنها کسانی را که می‌شناختم و آن‌ها مرا می‌شناختند دنبال می‌کردم (همه اشخاص حقیقی و آشنایان دنیای واقعی ام بودند) و برای همین تعداد لایک‌هایم کم بود بعد از مدتی به صفحات دیگران می‌رفتم و برایشان نظر می‌گذاشتم و لایک شان می‌کردم به همین ترتیب تعداد دوستانم بیشتر شد. و الان پست‌هایم در طول یک روز بیشتر از صد لایک می‌خورند. همین عامل حس خوشایندی دارد. این که تصاویرم لایک بخورند حس دیده شدن و مورد توجه بودن است. این که در طول یک روز تعداد زیادی از آدم‌ها تصویر کاربر را تائید کنند و به او توجه کنند.

 

مطلب کامل در ادامه مطلب موجود است.

این مطلب در روزنامه همشهری منتشر و در اینجا بازنشر شد.


سید مجتبی مومنی
۱۹ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۵۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

انسان نمی‌تواند تنها باشد و به قولی تنها زندگی کردن برای انسان به نوعی مرگ محسوب می‌شود و داشتن تعامل با دیگران یکی از واجبات برای اوست. این ارتباط در بین افراد مختلف با توجه به روحیات و مدل‌های زندگی متفاوت و متغیر است. داشتن رابطه مجازی در بستر‌های مختلف از جمله اینترنت یکی از این گونه بستر‌های ارتباط است؛ ارتباط مجازی اینترنت در قالب چت روم‌ها شبکه‌های اجتماعی و نرم افزارهای ارتباطی متنی و تصویری در دستگاه‌های قابل حمل. در این بین ارتباط تصویری در سال‌های اخیر رویکرد ارتباطی خوب و جذابی داشته است. نرم‌افزارهای موبایل یا اپلیکیشن‌ها یکی از ابزارهای جدید ارتباط مجازی و اجتماعی هستند که این روزها کمتر کسی را می‌بینیم که از این ابزارها استفاده نکند. در این بین اپلیکیشن اینستاگرام یکی از این نرم افزارها و شبکه‌های اجتماعی موبایلی (همراه) است که کاربران از طریق به اشتراک گذاشتن تصویر به انتقال محتوا و پیام خود می‌پردازند. در این یادداشت به بررسی برخی از موارد مرتبط با دنیای اینستاگرام و اینستاگرام بازها می‌پردازیم.


متن کامل در ادامه مطلب موجود است.

این مطلب در اینجا منتشر شد. 

سید مجتبی مومنی
۱۱ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۰۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر


مبارزه و مقاومت برای رسیدن به اهداف از جمله موارد ستودنی است. این ستودن نه تنها به اسلام و عقاید شیعی مرتبط است بلکه در همه گروه ها و ایدئولوپی ها پسندیده است. در این بین گروه ها و تشکیلات هایی که به این موارد، اهتمام دارند و در این مسیر مستمر هستند تقریبا انگشت شمارند. در این بین یکی از این گروه ها حزب الله لبنان است. جنبش، تشکل یا سازمانی که پای آرمان ها و اهداف خود ایستاده و با تمام قوا از آن دفاع کرده است. بیست و سوم مرداد سالروز پیروزی مقاومت اسلامی مردم لبنان است.  
حزب الله لبنان یکی از گروه های نظامی و مبارزاتی در دنیاست که دارای ساختارهای بسیار مهم و برنامه ریزی شده است. برنامه ریزی های در راستای پرورش نیرو، تقویت قدرت نظامی و سیاسی و تقریبا یک دولت کوچک و اما یک پارچه و همه جانبه نگر. شاید دانستن این که این حزب، تشکیلات و یا ساختار چگونه شکل گرفته است از موارد جذاب باشد. 
در همین راستا سیده سمیه طباطبایی اقدام به تالیف کتاب «حزب الله» کرده است. او در این کتاب از منابع مختلفی برای مستند و مستدل بودن اثرش بهره برده است، از کتاب های مستندی که در مورد حزب الله و مقاومت منتشر شده تا روزنامه ها و شبکه های ماهواره ای عربی برای نقل اخبار تا مصاحبه سران حزب الله در شبکه های مختلف.
 ۱۶ فوریه ۱۹۸۵ در اولین سالرزو شهادت شیخ راغب حرب، شیعیان در حسینیه ای برای بزرگداشت یاد بود شیخ گرد هم آمده بودند که سید ابراهیم السید سعید از روی کتابچه ای چهل و چند صفحه ای برخی از مواضع و دیدگاه های سیاسی حزب الله را خواند. «کمترین خواسته ای که شرعا موظف به تحقق آن هستیم، این است؛ نجات لبنان از وابستگی به شرق و غرب و اخراج نهایی صهیونیست های اشغالگر از این سرزمین و برقراری یک نظام سیاسی که مردم آزادانه آن را انتخاب کنند.» دفترچه ای که معرفی حزب شروع می شد و در ادامه دیدگاه های حزب را در مورد مسائل داخلی، ملی و جهانی توضیح می داد. 
این بخش در واقع شروع فعالیت علنی حزب الله لبنان بعد از حدود دو سال فعالیت مخفی محسوب می شود. کتاب «حزب الله» در پنج فصل تدوین شده است. شروع کتاب به بررسی وضعیت سیاسی و اجتماعی لبنان می پردازد در ادامه به موضوع حمله و ورود اسرائیل به لبنان و جنگ های داخلی و درگیری بین مسیحی ها و مسلمانان تا ضرورت وجود حلقه های مقاومت اشاره می کند. فصل سوم این کتاب با عنوان حزب الله متولد می شود، به بررسی فعالیت های حزبی و علنی حزب الله می پردازد. بررسی و بازخوانی چند عملیات قوی و بسیار اثرگذار، توسط حزب الله لبنان که به طور رسمی فعالیت خود را بعد از عملیات ها با قبول مسئولیت عملیات ها اعلام می کند. اولین عملیات که برای رژیم اشغالگر بسیار گران تمام شد، انفجار بنر العبد بود. روزهایی که اسرائیل از جنوب لبنان عقب نشینی می کرد، مارس ۱۹۸۵، مدت کمی از اعلام موجودیت حزب الله گذشته بود. در همین زمان یک کامیون با نهصد کیلوگرم مواد منفجره در میان ادوات زرهی و کامیون های اسرائیلی ها منفجر می شود و منجر به تلفات زیادی از آن ها می شود. 
حزب الله اوج می گیرد و حزب الله در اوج نام دو بخش چهار و پنج کتاب است که به بررسی چند جریان مهم، از جمله خروج کامل اسرائیل از لبنان، ترور و استعفای رفیق حریری و ترور عماد مغنیه می پردازد. کتاب حزب الله در صدو چهل صفحه توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است. این کتاب در بهار ۱۳۸۹ برای بار دوم در شمارگان۲۵۰۰ نسخه بازنشر شد.

سید مجتبی مومنی
۲۵ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۵۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
(۱) روایت، روایتِ چشم هایی است که مجنون وار به دنبال لیلی شان بوده اند. یک لیلی خاص با ویژگی های منحصر به خودش؛ لیلی این روایت‌ ها در واقع یک مجنون است؛ که لیلی عده ای شده. عده که او را دوست دارند و علاقه ای اتشین و عاشقانه به او دارند. آن هایی که همراه او بوده اند در برهه ای از زندگی اش. این لیلی گاهی عاشقی همراه برای فاطمه (همسر شهید حمید باکری) بوده و گاهی دوست اش. خودش می گوید، حمید برایش رفیق، پدر، همسر و حتی رقیب بوده است و این ها یعنی همه چیز برای او بوده.

احمد کاظمی از لیلی اش می گوید، لیلی شجاعی که خستگی نداشت و با چشمان همیشه قرمز اش همیشه بیدار بود؛ او از ماجرایی خیبری می گوید که گره اش به طلائیه خورد و باز نشد که نشد که نشد. از دوستی که همیشه به دنبال بی نشانی بود ولی همیشه حرف های ناراست و ناجوانمردانه پشت سرش بود و او همچنان مردانه و آرام هیچ نمی گفت.

به مجنون گفتم زنده بمان، کتاب حمید باکری؛ روایت فتح ناشرش است. کتاب روایت هایی است کوتاه و بلند از کسانی که شهید حمید باکری را از نزدیک درک کرده اند، یکی به عنوان همسر، یکی به عنوان همکار، یکی به عنوان هم‌رزم و یکی به عنوان...

شروع روایت ها از قول فاطمه امیرانی، همسر آقا حمید، است و یا ماجرای آشنایی و دوستی اش با احمد کاظمی ادامه پیدا می کند. شیشه‌گری، کاظم میرولد، مصطفی اکبری، صمد قدرتی و محمد جعفر اسدی از دیگر راویان این مجموعه هستند.

قسمت انتهایی کتاب هم آلبومی است از خاطرات ناگفته و نانوشته‌ی حمید باکری؛ مجموعه ای از تصاویر روزهایی از زندگی اش که حالا در انتهای کتاب مجنون هایش روی کاغذ نشسته اند و هزار حرف نگفته دارند.

اسم این کتاب و مجموعه اش مجموعه چشم است. شاید برای این که...

چشم تو خورشید را برنمی تابد، پس بیهوده چشم در خورشید مدوز. سهم تو از خورشید آن است که در آینه می بینی . اما روزگار آینه ها نیز سپری گشته است. آینه های شکست گرفته و هزار تکه هریک به قد خویش، قدری نور می تابند و هر یک به قدر خویش ، پاره ای از خورشید را حکایت می کنند.

روزگاری بوده است که آینه های پی در پی روزهای سرد زمین را در تابش خورشیدهای مکرر غرقه می کردند، اما چیزی نمی گذرد که آینه ها یک یک شکست می گیرند و یاد خورشید در خورده های آینه بر زمین می ماند، چیزی نمی گذرد که در نبود آینه ها خورشید فراموش می شود و روی در خفا می کند، چیزی نمی گذرد که داستان آینه و خورشید چندان افسانه می نماید که در آمدن ناقه از سنگ و فرود آمدن روح در کالبد مرده، چیزی نمی گذرد که لاجرم تنها راه ما به خورشید از این پاره های آینه راست می شود.

به مجنون گفتم زنده بمان؛ حمید باکری. روایت هایی است درباره حمید باکری؛ از چشم کسانی که او را دیده‌اند.

..............

(۱) این مطلب به سفارش روایت فتح نوشته شد و در فارسَ خبر آن لاین و ... منتشر شد. این روزها نمایشگاه کتاب است اگر به غرفه روایت سر زدین حتما موجود است.

.......................................

پ.ن۱) تنبلی بس است.

پ.ن۲) مستند من روحانی هستم، هوشمندانه ساخته شده است.

سید مجتبی مومنی
۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۰۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر